آرش دخمهها، روایتی نو از آرش کمانگیر
رمان «آرش دخمهها» اثر مجید عبدی خلیفه، با نگاهی نو به اسطوره آرش کمانگیر، مرز میان حماسه و انسانیت را بازتعریف میکند؛ روایتی شاعرانه از قهرمانی که در دل تاریکی، از زخمها و تبعید خود سخن میگوید،...
رمان کوتاه «آرش دخمهها» اثر مجید عبدی خلیفه، بهتازگی توسط نشر صاد به بازار کتاب راه یافته و با نگاهی نو به اسطورهی نامآشنای آرش کمانگیر، روایتی متفاوت و درونی ارایه میدهد.
در این اثر، آرش نه به عنوان قهرمانی فاتح، بلکه شخصیتی انسانی و زخمخورده تصویر میشود که از دل تاریکی سخن میگوید؛ تاریکیِ تبعید، تردید و رنج. روایت در فضایی حماسی و فلسفی شکل میگیرد و با زبانی شاعرانه و چندصدایی، نبرد اسطورهای ایران و توران را بازتاب میدهد.
این رمان ۸۰ صفحهای، با نثری تأملبرانگیز و رویکردی متفاوت، تلاش دارد تا مرزهای ذهنی و مفهومی میان ما و گذشتههای اسطورهایمان را از نو تعریف کند.
یکی از جملات شاخص کتاب به شرح زیر است:
من، آرش، ایستاده در دل تاریکی، از شما میپرسم: چرا مرا به دامنه کوه میبرید؟ که چه شود؟ مگر نه آنکه مرزها در دلهاست؟ مگر نه آنکه تیر اگر از دل نکِشد، به مرز نخواهد نشست؟
بدون نظر! اولین نفر باشید