موفقیت هوش مصنوعی در آموزش عالی وابسته به «همراستایی» و «اینرسی» است
انجمن «Fast Company Impact Council» جمعی از مدیران، کارشناسان و کارآفرینان را گرد هم آورده است تا دیدگاههای خود درباره تحولات آیندههوش مصنوعی را با مخاطبان به اشتراک بگذارند. اعضای این انجمن با پرداخت حق عضویت سالانه، از فرصتهای یادگیری، رویدادهای تخصصی و مزایای رهبری فکری برخوردار میشوند.
لورا ایپسن، مدیرعامل شرکت Ellucian، در یادداشتی تازه برای فستکمپانی نوشت که تجربه صدها گفتوگو با رؤسای دانشگاهها و همکاری با مؤسسات آموزش عالی در سراسر جهان نشان داده است یک الگوی کلیدی موفقیت یا شکست تحول دیجیتال را تعیین میکند.
او تأکید میکند که در سال ۲۰۲۵، آموزش عالی در مقطعی سرنوشتساز قرار گرفته و دانشگاهها پیش از ورود به جریان پرشتاب هوش مصنوعی باید لحظهای درنگ کنند و دو مفهوم حیاتی را مدنظر قرار دهند: «اینرسی سازمانی» و «همراستایی رهبری».
ایپسن توضیح میدهد که اینرسی سازمانی همواره تغییر را دشوارتر از حفظ وضع موجود میسازد. در عمل، پروژههای فناورانه که باید ظرف چند ماه به نتیجه برسند، سالها به طول میانجامند و نوآوریها در چرخههای طولانی کمیتهها از میان میروند.
او میگوید در بسیاری از دانشگاهها، منابع همچنان صرف نگهداری سامانههای قدیمی میشود و فرصتهای نوآورانه به دلیل مقاومت ساختاری به حاشیه رانده میشوند. نتیجه این وضعیت از دست رفتن زمان، بودجه صرف شده هوش مصنوعی و در نهایت جایگاه رقابتی است.

ایپسن هشدار میدهد که هزینههای ناشی از اینرسی در طول زمان افزایش یافته و شکاف میان توانمندیهای نهادی و انتظارات دانشجویان عمیقتر میشود. دانشجویان امروزی خواستار تجربهای یکپارچه و دیجیتال هستند و دانشگاهی را انتخاب میکنند که بتواند سریعتر نیازهایشان را پاسخ دهد.
بر اساس گزارش «Student Voice»، ۹۲ درصد دانشجویان انتظار دارند بتوانند از یک پلتفرم واحد به تمام خدمات حساب دانشجویی خود دسترسی پیدا کنند. این یافته نشان میدهد که تجربه دانشجو باید در مرکز هر تحول فناورانه قرار گیرد.
ایپسن در ادامه به نمونهای از یک دانشگاه HBCU در ایالت آلاباما اشاره میکند که تصمیم گرفت پروژه مدرنسازی را از سامانه اطلاعات دانشجویی آغاز کند. رئیس دانشگاه توضیح داده بود که این انتخاب برای تضمین تجربه دانشجویی و فارغالتحصیلی به موقع ضروری است.
او مینویسد اینرسی نهتنها بر روند ثبتنام و حفظ دانشجو اثر منفی دارد بلکه چرخهای نزولی ایجاد میکند که بازگشت از آن دشوار است. منابعی که میتوانستند صرف خدمات سلامت روان یا مشاوره شغلی شوند، در فرایندهای هوش مصنوعی ناکارآمد تلف میشوند.
به باور ایپسن و هوش مصنوهی، تنها راه مقابله با اینرسی سازمانی، ایجاد همراستایی در سطح رهبری است. هماهنگی میان هیئتامنا، مدیران و سرمایهگذاران میتواند نیروی محرکهای ایجاد کند که مقاومتها را از میان بردارد و مسیر تحول را هموار سازد.
او تأکید میکند که این همراستایی موجب تسریع تصمیمگیریها درباره هوش مصنوعی، هدایت منابع به اولویتهای راهبردی و توانمندسازی حامیان تغییر میشود. تیمهای هماهنگ میتوانند با رویکردی دانشجومحور، پیشدستانه وارد عمل شوند و از انتظار برای «زمان مناسب» بپرهیزند.
ایپسن توضیح میدهد که برخی رؤسای دانشگاهها با جذب رهبران جدید و همفکر این هماهنگی را ایجاد میکنند و برخی دیگر با تشکیل ائتلاف در تیمهای موجود به این هدف دست مییابند. در هر حال، تمرکز بر نیازهای دانشجویان باید اصل اساسی باقی بماند.
او یادآور میشود که نقش هیئتامنا در این میان حیاتی است. اگرچه بسیاری از اعضا تمایل ذاتی به تغییر ندارند، اما حمایت آنها از این هوش مصنوعی میتواند منابع مالی، تصویب تصمیمهای دشوار و تمرکز بر پایداری بلندمدت را تضمین کند.
ایپسن هشدار میدهد که در غیاب همراستایی، پروژهها در چرخه کمیتهها متوقف میشوند و دانشگاهها به تدریج توان رقابت خود را از دست میدهند. این افول ممکن است نامحسوس باشد اما در نهایت بر توانایی جذب دانشجویان باکیفیت اثر مستقیم میگذارد.
او در پایان مینویسد: در شرایطی که هوش مصنوعی در حال بازتعریف آموزش عالی است، فناوری به تنهایی کافی نیست. موفقیت در این مسیر زمانی ممکن میشود که دانشگاهها علاوه بر پذیرش فناوریهای نو، بر همراستایی رهبری نیز سرمایهگذاری کنند تا بر اینرسی غلبه کرده و تغییراتی معنادار در خدمت دانشجویان و آینده آموزش عالی ایجاد کنند.
بدون نظر! اولین نفر باشید