پایگاه خبری تهران فردا
  • فهم زمانه
  • تبیین آرام
  • خانواده متدین
  • روایت
  • رجال نامه
  • تهران

از شمشیر تا افسردگی؛ شاه اسماعیل چگونه با خودش جنگید؟

روزی روزگاری، شاه اسماعیل صفوی چنان در جنگاوری نامی شد که گویی هر جا می‌رفت، دشمنان به‌جای شمشیر کشیدن، سجاده پهن می‌کردند و می‌گفتند: «بفرما مرشد جان، ما تسلیمیم!» کارش به جایی رسید که...
شهریور 23, 1404
142 بازدیدها
چاپ
0 دیدگاه ها

روزی روزگاری، شاه اسماعیل صفوی چنان در جنگاوری نامی شد که گویی هر جا می‌رفت، دشمنان به‌جای شمشیر کشیدن، سجاده پهن می‌کردند و می‌گفتند: «بفرما مرشد جان، ما تسلیمیم!» کارش به جایی رسید که ملت خیال کردند او شکست‌ناپذیر است، همان‌طور که بعضی‌ها خیال می‌کنند «قلیان بی‌زغال هم دود می‌دهد»!

اما روزی رسید که شاه بی‌خبر از دنیای توپ و تفنگ، با سلطان سلیم عثمانی روبه‌رو شد. شاه اسماعیل با ۴۰ هزار قزلباش کفن‌پوش، خیال کرد رفتن به جنگ عثمانی هم مثل زدن پس‌گردن ایلات و قبایل است؛ غافل از اینکه این بار، طرف مقابل توپ داشت! توپ‌هایی که وقتی غرش می‌کردند، دل و جگر سربازها به سقف آسمان می‌چسبید.

قزلباش‌ها هم که غرورشان سر به فلک کشیده بود، می‌گفتند: «ما شمشیر داریم، ما غیرت داریم، توپ و تفنگ به چه کار می‌آید؟!» درست مثل کسی که بگوید: «من نان خشک دارم، گوشت و خورش می‌خواهم چه کنم؟!» تازه، شاه اجازه نداد کمک‌قوای خراسانی برسند؛ انگار مهمانی بزرگی باشد و صاحب‌خانه بگوید: «نه، نه! سفره‌ام کوچک است، مهمان کم بیاورید!»

چند فرمانده عاقل گفتند: «ای شاه! این جنگ را رها کن، عثمانی‌ها لشکرشان از مور و ملخ هم بیشتر است.» شاه اسماعیل چنان برآشفت که نزدیک بود آن‌ها را به جرم ترسویی به دار بیاویزد؛ حال آنکه ترس ایشان عین عقل بود! دیگر فرماندهان هم پیشنهاد یورش شبانه دادند، اما یک سردار دیگر، دورمش خان، برخاست و گفت: «نه خیر! بگذارید دشمن توپ‌هایش را بچیند، صف بکشد، بعد ما برویم جوانمردانه بمیریم، تا تاریخ از ما به خوبی یاد کند.» آری! همان عقل کل که اگر مهمانی روباه‌ها بود، می‌گفت: «بگذارید مرغ‌ها همه در صف بایستند، بعد ما با عدالت بخوریمشان!»

 

شاه اسماعیل و شکست در نبرد با عثمانی

 

جنگ آغاز شد؛ ابتدا ایرانیان زدند و کوبیدند و جناح چپ عثمانی را پر پر کردند، سلطان سلیم هم ترسید و کم مانده بود بگوید: «من نبودم، خودم را قاطی نکردم!» اما در همین دم، توپ‌های عثمانی به کار افتاد. هر بار که توپ غرش می‌کرد، صدها نفر مثل برگ خزان بر زمین می‌ریختند. قزلباش‌ها اما از سر غیرت، باز هم پیش می‌رفتند؛ آن‌قدر که وقتی رسیدند توپ‌ها را از کار انداختند، دیگر نصفشان روی زمین خوابیده بودند، نه از خستگی، که از مرگ!

پرچم ایران هم به دست دشمن افتاد، شاه اسماعیل تا مرز هلاکت رفت، و اسطوره‌ی «شاهی که شکست نمی‌خورد» چون کوزه سفالی شکست. سلطان سلیم اول باور نکرد، گفت: «نکند کلک باشد؟» و با اینکه لشکری ۱۵۰ هزار نفری داشت، عقب نشست! انگار کسی با کباب و دوغ سر سفره نشسته باشد، ولی شک کند زهر درونش است و بگوید: «نه، مرسی، من سیرم!»

اما عبرت داستان اینجاست: شاه اسماعیل نه فقط از عثمانی شکست خورد، که از خودش شکست خورد؛ از غرور، از ندانم‌کاری، از خواب‌زدگی در جهانی که دیگر توپ و تفنگ اختراع شده بود. مثل کسی که هنوز خیال کند با چرتکه می‌شود با کامپیوتر رقابت کرد!

از آن پس شاه اسماعیل دیگر آن آدم سابق نشد، افسرده گشت، دلش شکست، و فهمید دنیا عوض شده است. اما چه سود! این قصه نشان داد که تاریخ با کسی شوخی ندارد: هر که به روزگار و ابزار تازه بی‌اعتنا باشد، روزگار هم او را مثل نخودچی بی‌نمک کنار می‌گذارد.

احوالات ایران‌زمین

برچسب ها:

تهران فردا

اخبار مرتبط

طلای آنلاین؛ فرصت نو یا ریسک پنهان سرمایه‌های خرد؟
برترین بی‌نیازی از نگاه امام علی(ع)؛ آرامشی فراتر از دارایی
دیدار خدا؛ تجربه‌ای قلبی نه دیداری حسی
وقتی مسجد از محراب عبور کرد و به قلب سیاست رسید
دین‌گریزی یا بازتعریف دینداری؟ نگاهی آرام به تغییرات مذهبی نسل جوان
گزارش تازه سلامت عمومی؛ بیشتر استان‌ها از موج آنفلوانزا عبور کردند
ایران و بازی فشار؛ چرا راهبرد مقاومت همچنان پابرجاست
میان محبت و انضباط؛ مرز باریک تربیت کودک چگونه ترسیم می‌شود؟

بدون نظر! اولین نفر باشید

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین اخبار ایران

طلای آنلاین؛ فرصت نو یا ریسک پنهان سرمایه‌های خرد؟
دولت مهدوی؛ پایان آزمون‌های بشر در سیاست و آغاز بلوغ تمدنی
برترین بی‌نیازی از نگاه امام علی(ع)؛ آرامشی فراتر از دارایی
دیدار خدا؛ تجربه‌ای قلبی نه دیداری حسی
وقتی مسجد از محراب عبور کرد و به قلب سیاست رسید
دین‌گریزی یا بازتعریف دینداری؟ نگاهی آرام به تغییرات مذهبی نسل جوان
گزارش تازه سلامت عمومی؛ بیشتر استان‌ها از موج آنفلوانزا عبور کردند
ایران و بازی فشار؛ چرا راهبرد مقاومت همچنان پابرجاست
میان محبت و انضباط؛ مرز باریک تربیت کودک چگونه ترسیم می‌شود؟
وقتی ذهن فرزندان در کوچه‌پس‌کوچه‌های مجازی پرسه می‌زند
تاب‌آوری منفی یا بلوغ اجتماعی؟ جدال دو روایت درباره رفتار جمعی ایرانیان
پاسخ صریح رئیس مجلس به ابهام‌ها؛ ارز ترجیحی به سفره مردم می‌رسد
گواهینامه موتورسیکلت بانوان؛ تصمیمی پرحاشیه با پرسش‌های حقوقی
زکات؛ آزمون امانت‌داری در برابر وسوسه قدرت و ثروت
هدف‌گذاری آگاهانه؛ مهارتی کلیدی برای ساختن آینده نوجوانان
عراقچی: مسیر دیپلماسی باز است اما فقط در چارچوب هسته‌ای
وزیر ارتباطات: بازگشت اینترنت به روال عادی در مسیر تکمیل قرار دارد
توقف افزایش قیمت خودرو؛ بازگشت تصمیم‌گیری به مسیر قانونی
وقتی توجه، از هدیه باارزش‌تر است؛ بازخوانی نقش عاطفه در زندگی سالمندان
ریاکاری در ترازوی قرآن؛ گناه پنهان با پیامدهای آشکار
پایگاه خبری تهران فردا
تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به پایگاه خبری تهران فردا است. بازنشر مطالب بدون مجوز ما هم کاملا آزاد است.
تهیه و تولید: همه تیم های فعال در تهران فردا
  • فهم زمانه
  • تبیین آرام
  • خانواده متدین
  • روایت
  • رجال نامه
  • تهران