رضا پهلوی و دفترچه اضطراری برای آمریکا
بابا این رضا پهلوی از همون بچگی کنترل از راه دور بوده! یارو میگن هر بار میخواست نفس بکشه، باید مامانش فرح دیبا با ریموت کنترل میزد: «اجازه داری!»
بعدشم واسه پادشاهی، ماهی پنج هزار دلار پول توجیبی میگرفت! یعنی شاه نبود، بیشتر شبیه بچهای بود که مامانش براش شارژ ایرانسل میفرستاد!
حالا این بندهخدا رفته یه هیئت فرستاده اسرائیل! ملت میپرسن: «داداش، تو کی هستی اصلاً که آدم میفرستی؟ رئیس صنف بقالان شمال تهرانی؟!»
یکی دیگه از اپوزیسیون هم میگفت: «رضا پهلوی بهتره بره تلآویو تاج بذاره سرش!»
والا با این شرایط، تاج بذاره هم ملت فکر میکنن داره تبلیغ فستفود باز میکنه: «برگر کینگ – با طعم سلطنت!»
رامین کامران هم زده تو گوش ماجرا: «این جریان فقط مایه آبروریزیه، حقوقبگیر اسرائیلان!»
حاجی، وقتی اپوزیسیون خودش میگه طرف مزدوره، دیگه مردم عادی چه نظری داشته باشن؟!
کیانوش رزاقی هم گفته: «اولین کاری که میکنن، معاهده با اسرائیله!»
یعنی چی؟ یعنی به جای اینکه بگن «آب، برق، نون»، میگن: «آمریکا، اسرائیل، لطفاً ما رو لایک کنین!»
بعد این رضا تقیزاده، رئیس دفتر فرح، میگه: «همه اطرافیان رضا از دولتای خارجی حقوق میگیرن!»
بابا پس اینا حزب سیاسی نیستن، بیشتر شبیه «شرکت خدماتی نیرو انسانی» تو دوبیان که کارمند اجاره میدن!
حالا برسیم به اون خاطرهٔ ناب: مسعودانصاری میگه رضا پهلوی ده بار به من زنگ میزد، میگفت: «منو از دست مامانم نجات بده!»
یعنی شاه آینده ایران، از مامانش میترسید!
یارو اگه یه روز واقعاً شاه میشد، ملت میگفتن: «اعلیحضرت، قیمت نون بالا رفت!»
بعد میگفت: «بذار اول زنگ بزنم از مامان اجازه بگیرم!»

بدون نظر! اولین نفر باشید