روز ملی ادبیات کودک؛ فرصتی مغفول در فرهنگ
روز ملی ادبیات کودک و نوجوان با وجود نامگذاری رسمی در تقویم، همچنان از جایگاه مؤثر فرهنگی و اجرایی در کشور برخوردار نیست؛ موضوعی که کارشناسان آن را فرصتی مغفول در توسعه فرهنگ مطالعه و حمایت از تولید...
در تقویم رسمی ایران، ۱۸ تیر به پاس زحمات مهدی آذریزدی، نویسنده مجموعه ماندگار «قصههای خوب برای بچههای خوب»، به عنوان روز ملی ادبیات کودک و نوجوان شناخته میشود. اما کارشناسان معتقدند این مناسبت، علیرغم ظرفیت بالای فرهنگی و آموزشی، هنوز نتوانسته جایگاه واقعی خود را در میان رویدادهای ملی پیدا کند.
اسدالله شعبانی، شاعر و نویسنده نامآشنای کودک و نوجوان، با اشاره به این روز، آن را مناسبتی کماثر و بیشتر شعاری توصیف میکند. او بر لزوم بازنگری در نحوه توجه به ادبیات کودک و تأکید بر بازآفرینی خلاق متون کهن برای نسل جدید تأکید دارد. بهعقیده او، صرف سادهسازی متون قدیمی برای مخاطب کودک، کافی نیست و باید به لایههای فرهنگی، اجتماعی و تربیتی داستانها نیز توجه ویژه داشت.
از سوی دیگر، محمد میرکیانی نویسنده مجموعه «قصه ما مثل شد» نگاه متفاوتی دارد. او روز ملی ادبیات کودک را فرصتی ارزشمند برای ارتقاء سطح نگارش، تصویرگری و نشر کتاب کودک میداند. از نظر میرکیانی، آنچه اهمیت دارد، ادامه حیات فرهنگی بزرگان پس از مرگشان است و آذریزدی با کار بیوقفهاش در سادهسازی متون کلاسیک، میراثی ماندگار برای کودکان ایرانی برجای گذاشت.
زندگی پر فراز و نشیب مهدی آذریزدی از کار در کارگاه جوراببافی تا حضور در کتابفروشیهای تهران و سپس نگارش نخستین جلد از «قصههای خوب برای بچههای خوب»، روایت تلاش بیوقفه مردی است که هیچگاه ازدواج نکرد و تا پایان عمر، به ویرایش و غلطگیری متون ادبی مشغول بود.
در روزهایی که ادبیات کودک ایران با چالشهایی مانند نبود محتوای بومی، کاهش سرانه مطالعه و ضعف در زنجیره تولید کتاب روبهروست، این روز میتواند تلنگری باشد برای فعالان نشر، نویسندگان و مسیولان فرهنگی تا با ایجاد برنامههای مناسب، مانند برگزاری جشنوارههای داستانخوانی، رونمایی کتاب و دیدار نویسنده با کودک، مسیر تعامل با نسل جدید را هموارتر کنند.
شعبانی پیشنهاد میدهد که به جای صرفاً گرامیداشت، از این روز بهعنوان سکویی برای معرفی آثار برتر بازآفرینی متون کهن، داستانهای قرآنی و فولکلورهای ایرانی استفاده شود؛ آثاری که با رعایت ظرافتهای روانشناسی کودک، نهتنها قابل فهم، بلکه تأثیرگذار نیز باشند.
میرکیانی نیز بهدرستی به سهم تصویرگران، ناشران و نویسندگان در ارتقاء کیفی آثار کودک اشاره میکند و میگوید: ادبیات کودک، یک آلبوم رنگارنگ از ذهن، زبان و دغدغههای نسل آینده است؛ نه قالبی برای فروشهای بیارزش و بیمحتوا.
در نهایت، آنچه اهمیت دارد، نه فقط یادآوری نام یک نویسنده در تقویم، بلکه زنده نگه داشتن تفکر او در عمل است؛ تفکری که بر پرورش فکری کودکان، رشد تخیل و ترویج فرهنگ مطالعه بنا شده است.
بدون نظر! اولین نفر باشید