وقتی اراده برای نجات دریاچهها، به شوخی ننهملوک و مشرمضان تبدیل شد
از کمربندی که بسته نشد تا دریاچههایی که خشک شدند؛ گفتوگوی نیشدار ننهملوک و مشرمضان بار دیگر یک بحران جدی را با زبان طنز به تصویر کشید.
مشرمضان: ملوک! شنیدی؟ دریاچههای دنیا یا کویر شدن یا مثل آکواریوم پر از جلبک سبز شدن!
ننهملوک: خب معلومه دیگه! بشر افتاده به جون آب مثل بچه فامیل که میفته به جون دیزی، آخرشم یه کفگیر آبگوشت نمیمونه!
مشرمضان: والا، این بشر فکر کرده دریاچه مَش حسن بقاله؛ هر روز میره یه شیشه دوغ نسیه میبره!
ننهملوک: بعد تازه میگن «راه نجات دریاچهها، مدیریت آب و اراده قویه!»
مشرمضان: اراده؟! (میزنه زیر خنده) من یه بار اراده کردم کمربندمو ببندم، شکمم گفت: «داداش ول کن منو، ما با هم قهر باشیم بهتره!»
ننهملوک: (قهقهه) به جون تو، با این ارادهها نهایتاً دریاچههامون میشه زمین والیبال محلی بچهها!

بدون نظر! اولین نفر باشید