وقتی سلطان گاز، لولهاش را به سمت ما چرخاند!
در روزگاری که بخاریها قهر کردن و کولرها تو فاز افسردگیان، ایران و روسیه تصمیم گرفتن یه توافق گازی ببندن. یعنی ما که خودمون مخزن گازیم، حالا داریم از روسیه گاز وارد میکنیم؛ مثل اونایی که تو خونهشون باغ دارن ولی میرن سبزی از سوپر میخرن چون حال ندارن بچینن!
پزشکیانالسلطنه، رئیسالوزرا، رفت چین تا با پوتینالدوله دیدار کنه. دیدار دو ساعته بود؛ یعنی اندازهی دو قسمت سریال ترکی، با همون میزان کشدادن و بدون نتیجه قطعی.
پوتین گفت: «سلام منو به حضرت آقا برسون، و بگو گازمون آمادهست، فقط شیرش یه کم سفت باز میشه!» یعنی گاز هست، ولی باید با آچار فرانسه دیپلماسی بازش کرد.
سفیرمون گفت: «اقدامات اولیه انجام شده.» یعنی فعلاً داریم نقشه میکشیم که لوله از کجا رد بشه، فقط هنوز معلوم نیست لوله رو با بیل بکنیم یا با فتوشاپ طراحی کنیم.
هفته آینده هم هیأت روسی میاد تهران. احتمالاً با خودشون یه پاورپوینت میارن که توش نوشته: «گاز بده، عشق بگیر! نسخهی نهایی، لطفاً نخندید.»
الان ایران و روسیه، دو تا از بزرگترین دارندگان منابع گازی جهانن. ولی یکی گاز میفرسته، اون یکی دعا میفرسته که برسه. یعنی وضعمون شده مثل دو تا آشپز که هر دو قابلمه دارن، ولی یکیشون فقط آب جوش داره، اون یکی فقط سیبزمینی!
خلاصه، ما موندیم و یه توافق که هنوز نهایی نشده، یه گاز که هنوز نیومده، و یه بخاری که فقط داره خاطرهی زمستون تعریف میکنه.

بدون نظر! اولین نفر باشید